اخبار

در این صفحه شاهد جدیدترین اخبارفرهنگی جشنواره ترمه خواهید بود. 

 

آغاز جشنواره‌ی فرهنگ ایران «ترمه» در مونیخ / آغاز جشنواره‌ی ترمه، پرده‌برداری از ایران فرهنگی 

ششمین جشنواره‌ی فرهنگ ایران «ترمه» در مونیخ آغاز شد.

دوره‌ی ششم جشنواره فرهنگ ایران «ترمه» به مدت دو هفته از 16 تا 30 ماه مه (26 اردیبهشت‌ماه تا 10 خردادماه)، با حمایت اداره‌ی فرهنگ شهر مونیخ، مجموعه‌ی فرهنگی گاستایگ و سازمان‌های دیگر در مجتمع گاستایگ در شهر مونیخ آلمان برگزار می‌‌شود.

برنامه‌ی ششم جشنواره‌ی سالانه‌ی ترمه، با اجرای کنسرت گروه‌های موسیقی جوان و شناخته‌شده‌ی ایرانی، برگزاری «شب ادبیات» با نقالی و سخنرانی در باب فردوسی و شاهنامه، نمایش موزیکال، نمایش فیلم‌های کوتاه و مستند، تئاتر و ورکشاپ‌های مختلف هنری برای کودکان و بزرگسالان برپا می‌شود.

به رسم هر سال، چهره‌های فرهنگی و هنری بسیاری از ایران و کشورهای دیگر در این جشنواره شرکت می‌کنند. در میان چهره‌های نام‌آشنای جشنواره‌ی امسال، در قسمت موسیقی گروه بمرانی، گروه هامان بند و نیاز نواب، در قسمت تئاتر فاطمه معتمدآریا و مونا فرجاد و در بخش ادبیات دکتر جلال خالقی مطلق حضور دارند. همچنین در قسمت فیلم‌های کوتاه و مستند، تپه های مارلیک به کارگردانی ابراهیم گلستان و بگذار بگذریم با بازی سارا بهرامی از جمله فیلم‌هایی هستند که به نمایش در خواهند ‌آمد.

ترمه جشنواره‌ای فرهنگی است که در طول یک‌ یا دو هفته با ارائه‌ی شاخه‌های مختلف هنر ایران مانند فیلم، موسیقی، تئاتر، عکاسی، ادبیات، رقص و مد، چهره‌ای متفاوت از تصویری که معمولاً ایران با آن شناخته می‌شود، ارائه می‌دهد و پرده از کشوری که عمدتاً درغرب با نفت یا دیکتاتوری مرتبط است، برمی‌دارد.

ترمه تلاش می‌کند با اعتلای فرهنگ مونیخ و در کنار آن ترویج و تبلیغ صحنه‌ی هنر ایران، این ارزش ها را به ایرانیان و جمعیت تازه‌مهاجرت‌کرده انتقال دهد وفرهنگ ‌ایرانی را به جامعه‌ی آلمانی بشناساند.

 

بمرانی: اجرای روز اول جشنواره‌ی ترمه

محتوای آکارئون

دلارام مهدیقلی
تقریباً، چهارده سال است که از زیرزمین‌ها تا بزرگ‌ترین صحنه‌های تهران و از خانه‌ی زینت‌الملوک شیراز تا شهرهای اروپا صدای موسیقی بمرانی را شنیده‌ایم. بمرانی در سال ۱۳۸۷ و توسط بهزاد عمرانی شکل گرفت و پس از ورود مانی مذکا، نوازنده‌ی هارمونیکا، و جهانیار قربانی، نوازنده‌ی گیتار الکتریک، تبدیل به یک گروه شد. این گروه، امروز، علاوه بر سه عضو یادشده اعضای دیگری چون آرش عمرانی (نوازنده‌ی پیانو)، کیارش عمرانی (نوازنده‌ی گیتار بیس) و سالار اصغری (درامر) هم دارد و البته، در گذشته این آبتین یغمائیان بود که در نقش درامر گروه فعالیت داشت. به علاوه، فراموش نکنیم که ایده‌های اولیه‌ی تشکیل این گروه در نتیجه‌ی همکاری بهزاد عمرانی با حمیدرضا بهزادیان شکل گرفت و از آن موقع تا حالا بهزاد در نقش مؤسس، خواننده و نوازنده‌ی گیتار ریتمِ گروه فعالیت داشته است.

در آغاز کار، موسیقی بمرانی با اجراهای متعدد در کافه‌ها و با آلبوم‌های «آسمان زرد، خورشید آبی» و «جوراب‌های لخت» به صورت غیر رسمی شنیده شد. در اواخر دهه‌ی هشتاد بود که دامنه‌ی اجراهای این گروه بیشتر شد و اجراها به تئاترهای تهران رسید. سپس، در سال ۱۳۸۳ اولین آلبوم رسمی این گروه با نام «اتوبوس قرمز» توسط نشر چکه منتشر شد و این یعنی اولین قدم بمرانی برای ورود به دنیای مجوزدارهای موسیقی با اثری برای کودکان و نوجوانان برداشته شد. در سال‌های بعدی آلبوم‌های «مخرج مشترک»، «گذشتن و رفتن پیوسته»، «سیزده چهل» و «احتمالاً قهرمانی درکار نیست» نیز منتشر شدند که هر کدام با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبه‌رو شدند.

ویژگی‌های بمرانی چیست؟

موسیقی بمرانی، در فستیوال‌هایی که در طی سال‌های گذشته برگزار شده و این گروه در آن‌ها شرکت کرده است، در ژانر موسیقی موسوم به تلفیقی دسته‌بندی شده است اما این طبقه‌بندی، لزوماً، درست به نظر نمی‌آید. در حقیقت، این گروه از شروع فعالیتش تا کنون خود را پایبند به یک سبک مشخص و ثابت نکرده است. آنچه در آلبوم‌های اولیه‌ی‌ بمرانی شنیدیم، بیش‌تر شبیه به موسیقی بلوز بود اما در سال‌های بعدی و در آلبوم‌های مجوزدارِ این گروه، سبک کانتری، پاپ، پروگرسیو راک و حتی موسیقی آمبینت هم می‌شنویم. با وجود این تنوع سبکی، موسیقی بمرانی در همه‌ی این سال‌ها یک ویژگی شاخص و ثابت داشته است: مردم‌پسند یا پاپیولار بودن. این گروه مقبولیت بسیاری در میان مردم جامعه‌ی شهری پیدا کرده است و البته، محبوبیتش بیش‌تر در میان جوانان است؛ به طوری که در اصل، می‌توانیم صفت جوان‌پسند را برایش در نظر بگیریم. به نظر می‌آید یکی از نقطه‌های جذابیت آثار این گروه شکستن مرزهای موسیقی‌های باکلام امروز فارسی باشد که در بازار موسیقی ایران منتشر می‌شوند؛ مرزهایی هم از جنس ژانر موسیقایی و سازبندی و هم از جنس شعر و کلام.

 با مروری کوتاه بر سرگذشت این گروه، می‌توان گفت که بمرانی یکی از معدود گروه‌های موسیقایی فعال و مجازِ امروز ایران است که موسیقی پاپیولار را در حالتی استاندارد و نه فقط تجاری و در بستر رسانه‌ایِ گسترده‌ای ارائه می‌دهد. البته در چنین تعریفی، پاپیولار را علاوه بر معنای لغوی‌اش (مردم‌پسند) می‌توان با معنی ژانری موسیقایی در غرب که زیرمجموعه‌هایی چون کانتری، بلوز و غیره دارد هم در نظر گرفت. بمرانی، هم‌چنان، در مسیر این موسیقی منحصر به فرد، که ریشه‌هایش در موسیقی‌های اروپا و آمریکا است اما رنگ و بویی فارسی به خود گرفته است، پیش می‌رود و حال باید منتظر اجراها و آثار آینده‌ی‌اش باشیم.

 

 تقریباً، چهارده سال است که از زیرزمین‌ها تا بزرگ‌ترین صحنه‌های تهران و از خانه‌ی زینت‌الملوک شیراز تا شهرهای اروپا صدای موسیقی بمرانی را شنیده‌ایم.
بمرانی در سال ۱۳۸۷ و توسط بهزاد عمرانی شکل گرفت و پس از ورود مانی مذکا، نوازنده‌ی هارمونیکا، و جهانیار قربانی، نوازنده‌ی گیتار الکتریک، تبدیل به یک گروه شد.

 

در آغاز کار، موسیقی بمرانی با اجراهای متعدد در کافه‌ها و با آلبوم‌های «آسمان زرد، خورشید آبی» و «جوراب‌های لخت» به صورت غیر رسمی شنیده شد. سپس، در سال ۱۳۸۳ اولین آلبوم رسمی این گروه با نام «اتوبوس قرمز» توسط نشر چکه منتشر شد.

در سال‌های بعدی آلبوم‌های «مخرج مشترک»، «گذشتن و رفتن پیوسته»، «سیزده چهل» و «احتمالاً قهرمانی درکار نیست» نیز منتشر شدند که هر کدام با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبه‌رو شدند. ویژگی‌های بمرانی چیست؟موسیقی بمرانی، در فستیوال‌هایی که در طی سال‌های گذشته برگزار شده و این گروه در آن‌ها شرکت کرده است، در ژانر موسیقی موسوم به تلفیقی دسته‌بندی شده است اما این طبقه‌بندی، لزوماً، درست به نظر نمی‌آید.در حقیقت، این گروه از شروع فعالیتش تا کنون خود را پایبند به یک سبک مشخص و ثابت نکرده است. آنچه در آلبوم‌های اولیه‌ی‌ بمرانی شنیدیم، بیش‌تر شبیه به موسیقی بلوز بود اما در سال‌های بعدی و در آلبوم‌های مجوزدارِ این گروه، سبک کانتری، پاپ، پروگرسیو راک و حتی موسیقی آمبینت هم می‌شنویم.
 با وجود این تنوع سبکی، موسیقی بمرانی در همه‌ی این سال‌ها یک ویژگی شاخص و ثابت داشته است: مردم‌پسند یا پاپیولار بودن. این گروه مقبولیت بسیاری در میان مردم جامعه‌ی شهری پیدا کرده است و البته، محبوبیتش بیش‌تر در میان جوانان است؛ به طوری که در اصل، می‌توانیم صفت جوان‌پسند را برایش در نظر بگیریم.
به نظر می‌آید یکی از نقطه‌های جذابیت آثار این گروه شکستن مرزهای موسیقی‌های باکلام امروز فارسی باشد که در بازار موسیقی ایران منتشر می‌شوند؛ مرزهایی هم از جنس ژانر موسیقایی و سازبندی و هم از جنس شعر و کلام.
با مروری کوتاه بر سرگذشت این گروه، می‌توان گفت که بمرانی یکی از معدود گروه‌های موسیقایی فعال و مجازِ امروز ایران است که موسیقی پاپیولار را در حالتی استاندارد و نه فقط تجاری و در بستر رسانه‌ایِ گسترده‌ای ارائه می‌دهد.

شاهنامه‌خوانی: اجرای روز سوم جشنواره‌ی ترمه

نگاهی به رابطه‌ی روایت و نقالی به بهانه‌ی برنامه‌ی شاهنامه‌خوانی جشنواره‌ی ترمه

امیررضا اسماعیلی

می‌دانیم که بیشتر اصول و روش‌های جدید داستان‌گویی از غرب مدرن می‌آیند؛ اما این به آن‌معنا نیست که در سرزمینی مثل ایران روشی برای قصه‌گویی نداشته‌ایم. نقالی نوعی قصه‌گویی است که در جایگاه خودش از تکنیک‌های روایت‌شناسانه هم بهره می‌گیرد. اما این تکنیک‌ها چه هستند و اصلاً نقالی از کجا آمده و به کجا رسیده؟

از گوسان‌های اشکانی تا شاهنامه‌خوانی در نقش‌جهان

مثل خیلی از پدیده‌های فرهنگی ایرانی، ریشه‌های نقالی را می‌توان از دوران پیش از اسلام پی‌گیری کرد؛ به‌ویژه با توجه به ارتباط بین آیین‌های روایی برگرفته از مهابهارات و رامایانای هندی با گوسان‌ها و چرگرهای باستانی ایران. این ارتباط مشترک خبر از میراثی ریشه‌دار می‌دهد. علاوه بر هند،‌ اشتراک‌هایی هم در روش روایت و نقالی آیین‌های چینی و ایرانی در دوران باستان قابل ردیابی است که نشان می‌دهد که میراثی مشترک در تمدن‌های مشرق‌زمین قابل ردیابی است.[1] در ایران نقالی نمایشی مردمی بود که متولیان آن، یعنی نقّالان، از افراد باسواد و فرهیخته‌‌ی جامعه محسوب می‌شدند تا با روایت شفاهی میراثی که امکان مطالعه‌ی آن برای بیشتر مردم فراهم نبود، حیات آن را در طی نسل‌های مختلف حفظ کنند. از سوی دیگر، فقدان پشتیبانی‌ها و حمایت‌‌ها از «نمایش» که بیش از هرچیز برگرفته از ضعف اقتصادی توده‌های مردمی بود، نقالی را به عنوان شیوه‌ای کم‌خرج و کاربردی که می‌توانست به شکل انفرادی اجرا شود بیش از پیش پررونق و محبوب می‌ساخت. گمان می‌رود که نقالی پیش از اسلام بیشتر به قوالی و خنیانگری تعبیر می‌شود که نوعی «واقعه‌خوانی یا قصه‌سرایی» موزون همراه با یک ساز بوده، بیشتر چنگ و تنبور[2]؛ و واقعه‌خوان به میزان نیاز نمایشی خود نسبت‌های متفاوت گفتار به آواز و آواز به گفتار را در اجرای خود به کار می‌برده است.[3]

پس از اسلام و با انطباق تدریجی سنت‌های آیینی-نمایشی پیش از اسلام بر مراسم اسلامی، جنبه‌های موسیقایی نقالی کمرنگ شد و جای خود را به تقویت جذابیت‌های نمایشی داد، مسأله‌ای که در نقالی‌های حماسی شکل برجسته‌تری به خود می‌گرفت و نقال می‌‌کوشید با استفاده از حالات چهره، فنون کلامی و تکان دادن دست‌ها و بدن و ایجاد لحن در گفتار،‌ مخاطبانش را تا حد امکان تحت‌تأثیر قرار دهد. از قصه‌گویی در دربار امویان هم نقل قول‌هایی شده[4] و در دوران عباسیان، آل بویه و غزنویان هم از حضور خنیاگران، محدثان و قوّالان با کارکردهایی مشابه نقّالان شواهدی در دست است. عمده‌ی این نقّالی‌ها و روایتگری‌های گاه توأم با موسیقی به دربار پادشاهان اختصاص داشته، اما به مرور «ندیم»‌ها جای نقّالان را می‌گیرند و نقالان جایگاه مردمی تثبیت‌شده‌تری پیدا می‌کنند، خصوصاً که امکان سازگاری با اهداف گروه‌های مذهبی مثل شیعیان را داشته‌اند. (این دسته از نقالان مناقب‌خوان نامیده می‌شدند) و می‌توانسته‌اند به عنوان ابزاری برای گسترش و تبلیغ یک عقیده هم نقش داشته باشند. دوره‌ی صفوی با اوج شکوفایی نقالان همراه بود. از یک‌طرف لزوم تقویت روحیه‌ی جنگی که با روی کار آمدن قزلباشان و جنگ‌های طولانی با عثمانی همزمان بود و از طرف دیگر شکوفایی فرهنگ و زمینه‌های شکل‌گیری مفهوم ملیَت، نقالی را بین طبقات مختلف جامعه بسیار محبوب کرد و حکومت وقت هم پشتیبانش بود. انتخاب شاهنامه‌ی فردوسی به عنوان یکی از مهم‌ترین مراجع نقالی‌ ‌توانست توجه گروه‌های مختلفی از مردم را به نقالان جلب کند که حالا بیشتر تحت عنوان «شاهنامه‌خوان»‌ شناخته می‌شدند. شاهنامه هم ماجراهای عاطفی و عاشقانه داشت، هم صحنه‌های نبرد و دلاوری و هم سیاهی‌ها و روشنی‌های طبع انسانی را به شکلی هنرمندانه و در قالبی تأثیرگذار به نمایش می‌گذاشت، بنابراین وقتی با اجرای نقال یا در مواردی پرده‌های نقاشی‌شده همراه می‌شد، می‌توانست بهترین سرگرمی و تماشا برای مردمی باشد که در قهوه‌خانه، مجالس یا میدان شهر گرد هم آمده بودند. نقال به خوبی می‌دانست که چگونه بر شاخ‌وبرگ ماجراها بفزاید، زمان را پیش چشمان شنوندگانش متوقف کند و نگاه آن‌ها را بر شخصیت‌ها و صحنه بگرداند، از لحن و تن صدایش برای القای انس و محبت یا خروش و خشم بهره بگیرد و به عبارتی فراز و فرودهایی خلق کند که تأثیر ابیات شاهنامه را مضاعف بسازند و هربار نشستن به تماشای یک نقل، تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای مخاطبانش باشد.

در شب ادبیات ترمه چه می‌گذرد؟

در «شب ادبیات ترمه»، دکتر جلال خالقی مطلق و علی دهباشی  از شاهنامه و هنر نقالی می‌گویند. خالقی مطلق بیش از پنج دهه‌ی پیش از رساله‌ی دکتری خود درباره‌ی «زنان شاهنامه» دفاع کرده واز آن زمان تاکنون یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین محققان شاهنامه بوده است که تصحیح‌ها و پژوهش‌های او از شاهنامه در کنار سایر فعالیت‌های فرهنگی‌اش همواره مورد ستایش ادیبان و صاحب‌نظران بوده است. علی دهباشی هم در نقش سردبیر مجله‌ی وزین «بخارا» توانسته هدایت یکی از مهم‌ترین نشریات ادبی کشور در دو دهه‌ی گذشته را بر عهده گیرد و در کنار آن با گردآوری و چاپ آثار متعدد،‌ دین خود را به فرهنگ ایران ادا کند. «فردوسی و شاهنامه» که به کوشش او در سال ۱۳۷۰ منتشر شده، مجموعه‌ای از ۳۶ گفتار از شاهنامه‌شناسان و ایران‌شناسان ایرانی و غیرایرانی است که در کنار اشراف دهباشی به پیچ‌وخم‌های قصه‌نویسی، می‌تواند نوید نگاهی نو به اثر جاودان فردوسی حکیم را بدهد. لزوم روایت شاهنامه برای نسل جدید و به اقتضای شرایط روز، مینا منصوری والا را در کنار مطالعه‌ی عمیق و مستمر درباره‌ی این اثر، به فکر روایت شفاهی آن انداخت. شاهنامه‌خوانی‌های منصوری والا در قالب پادکست‌های طبقه‌بندی شده‌ی موضوعی، ضمن نشان دادن تسلط او بر تکنیک‌های روایت شاهنامه، به گسترش این اثر زنده‌ی تاریخی پیش مخاطبان عمومی هم کمک زیادی کرده است.  

[1] نجم، سهیلا. هنر نقالی در ایران. ۱۳۹۰. تهران، انتشارات فرهنگستان هنر.

[2] البته چنگ و تنبور آن‌دوران با چنگ و تنبوری که امروز می‌شناسیم احتمالاً متفاوت بوده‌اند.

[3]  بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. ۱۳۷۹. تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

[4]  ابوالحسن علی‌بن حسین مسعودی. مروّج‌الذّهب. ۱۳۸۲. ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده. ج ۲. تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

نتایج ششمین فراخوان موسیقی جشنواره فرهنگ و هنر ایران ترمه – آبان ۱۴۰۰

بدینوسیله پس از بررسی آثار ارسالی به دفتر جشنواره ترمه با توجه به محتوی آثار و بدلیل تعدد آنها، اجراهای برگزیده برای دو نوبت اجرا در فصول مختلف معرفی می‌شوند.
از آنجایی که برخی آثار ارسالی به لحاظ فرم و محتوا منطبق بر ساختار این بخش نبوده ،از این رو مورد داوری قرار نگرفته یا به بخش مربوطه ارجاع داده شده است.

 

اجراهای دوره اول:
آقای قاسم رحیم زاده تکنوازی تار
گروه همنوازان به همراه ملیحه مرادی
گروه سنتور نوازان (امیر رئوفی)

اجراهای دوره دوم:
زمان خیری تکنوازی نی
بهاره فیاضی و آساره شکارچی
گروه نوجوانان منتخب جشنواره جوان

با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان شرکت کننده و برگزار کننده جشنواره ترمه، داوران بخش موسیقی دستگاهی
حسین علیزاده
سیامک جهانگیری

 

جشنواره‌ى ترمه رخداد مباركى بود كه موجب شد تا با تمام شرايط دشوار اين بيمارى عالمگير ،انگيزه اى باشد براى اهل موسيقى و بخصوص نسل كم نظير امروز وبهانه اى بر مرورآثار و تجربه هاى آنان كه در بيشتر آنها تلاش براى يافتن زبانى خاص و منحصر به فرد را مى توان احساس كرد.

اين جشنواره فرصتى بود تا با شما همراهان بيشتر آشنا شويم و تقديراز همه ى عزيزان دور و نزديك سرزمين امان كه با چه عشق و با چه بردبارى ،چراغ موسيقى را روشن نگاه داشته اند.و در اين راه بى پايان از همسفرانند.
بهترين ها را برایتان آرزو دارم.

اجراهای دور اول:
اتاق بند
شیناب

اجراهای دور دوم:
امیر حسین تفرشی پور ATP
مورتی عزیززاده

با مهر و احترام داوران بخش موسیقی تلفیقی،
سهيل نفيسى
ماهان میرعرب

داور محترم: خانم دکتر مریم قره سو

اجرا برای دوری اول:
نیکناز میرقلمی

اجرا برای دوره دوم:
نسترن معصوم پور

بانگ گردش های چرخ است این که خلق
می نوازندش به تنبور و به حلق

ما داوران حوزه موسیقی بومی ایران، بسیار خرسندیم که موسیقی رنگین سرزمین خود را به داوری و تماشا نشسته

ایم.

هر انسانِ وطن پرستی با شنیدن این نغمات متنوع و آسمانی، احساس سرافرازی می کند که مردمانش با صوت و نغمه، همدل و همیارِ یکدیگرند. احساس غرور می کند که مردمانش در همه تنگناهای تاریخ و زندگی بر چنین موسیقیِ غنی و شگفت انگیزی تکیه کرده است.

موسیقی ای که زنده و پویا در شعر و موسیقی و تنوع اقلیم، ذوق و خلاقیت و عشق و مهر را به نمایش گزارده است.

گرچه انتخاب هنرمندان مختلف با اقوام گوناگون بسیار دشوار است ولی، ناگزیر ما داوران این حوزه، منتخبین خود را به شرح زیر اعلام می‌داریم:

استاد حشمت رهنما، تکنواز دوتار خراسان
استاد ابراهیم جرجانی سه نوازی موسیقی ترکمن
حامد فیضیان، فرشاد سیفی و موسی فر سه نوازی کمانچه و تمبک، موسیقی لرستان
گروه چهارنفری (رِی را) به سرپرستی وحید، موسیقی مازندران
دونوازی موسیقی بلوچستان، روزبه شاهروزی (حسن بلوچ) با ساز 

سامر حبیبی
علی اکبر

با عرض سلام و احترام به جشنواره محترم ترمه و هنرمندان شرکت کننده در بخش موزیک راک و پاپ، هیئت داوران نظر نهایی خود در باره آثار برتر در این سبک ها را معرفی می نماید. وزیکر

صادقانه انتظار ما از آثار ارسالی راک و پاپ به جهت کیفیت کلی کمی بالاتر بود، ولی این را نیز درک می کنیم که مشکلات حاصل از پاندمی کرونا در چند سال گذشته بر موزیک و موزیسین ها نیز مانند سایر جامعه اثر گذاشته است. موزیک یک فرآیند خلاقانه گروهی بوده و نیاز به تعامل فیزیکی حضوری موزیسین ها در تنظیم تولید یک اثر خوب دارد. ولی یقین داریم موزیسین ها هنرمندان جوان ایرانی روز به روز پیشرفت کرده و أثار زیبای بیشتری خلق و عرضه خواهد کرد.

ما پس از بررسی دقیق آثار ارسالی در این بخش، هنرمندان برگزیده سبک های راک و پاپ را به شکل زیر معرفی می کنیم:

رتبه اول موزیک راک: شاهرخ کفاش زاده/ آهنگ سفر
رتبه دوم موزیک راک: فرهود
رتبه اول موزیک پاپ: گروه روجا/ آهنگ دای بلال
رتبه دوم موزیک پاپ: گروه هامان بند
استعداد جوان برگزیده: ماهان ملک

ملاک ها و معیار های ما برای انتخاب آثار برتر شمال موزیکال( آهنگسازی، تنظیم، نوازندگی، خوانندگی، همخوانی اعضای گروه و…) و نیز بخش هنری/فنی( استایل و نحوه پرفورمنس زنده هنرمندان، کیفیت ضبط صدا تصویر ارسالی، نحوه پرزانته کردن موزیک و گروه،…) بوده است. لازم به ذکر است که آثار ارسالی سایر هنرمندان در بخش موسیقی راک و پاپ در جشنواره ترمه نیز برای ما بسیار محترم بوده و ضمن تشکر از شرکت آنها در فراخوان جشنواره، آینده ای سرشار از موفقیت های بیشتر برایشان آرزو می کنیم. TERMEH

شهرام شعرباف
بابک ریاحی پور